حذف وریا غفوری از برنامه صداوسیما، نشانه ای از دیوانگی است!

2026/02/24 · 23:00
حذف وریا غفوری از برنامه صداوسیما، نشانه ای از دیوانگی است!

عملکرد سازمان صداوسیما به اندازه‌ای ضعیف است که به نقدهای جدی دچار شده است. انتقادات مربوط به رفتار و عملکرد این سازمان، به ویژه در مورد چهره‌هایی همچون عادل فردوسی‌پور و وریا غفوری، به وضوح قابل مشاهده است.

در سازمان صداوسیما، جمله معروف «بچه‌های خود را می‌خورد» به وضوح نمایان است. بعد از بیش از دو دهه هزینه از بیت‌المال برای کسانی چون عادل فردوسی‌پور، هنگامی که این افراد به موقعیت‌های محبوب اجتماعی رسیدند، ناگهان به دشمن تبدیل می‌شوند! در حالی که این سازمان به ظاهر تشکیلات گسترده‌ای برای سنجش صلاحیت دارد، خروجی این تلاش‌ها، افرادی مانند مزدک میرزایی هستند که اکنون علیه آن‌ها در خارج از کشور صحبت می‌کنند. مثال‌های این وضعیت از احسان علیخانی تا احسان کرمی متعدد است. نکته‌ای که بیش از همه در رفتار این سازمان به چشم می‌خورد، عزم جدی و محکم آن‌ها برای تکرار رفتارهای اشتباه با نتایج از پیش‌تعیین شده است.

عدم پذیرش قوانین دیگر نهادها و همچنین پایبندی نداشتن به قوانین بین‌المللی، به ویژه قانون پخش مسابقات فوتبال، نشانه روشنی است از ناتوانی این سازمان در گرد هم آوردن سلایق مختلف در رسانه‌اش. سازمان اخیراً مسابقه استقلال و مس را پخش کرد، بدون آن‌که حتی یک تصویر از وریا غفوری نمایش دهد؛ شخصی که در همین نظام ابتدا مربی و سپس سرمربی استقلال شده و حتی از فدراسیون فوتبال مجوز حضور بر روی نیمکت تیمش را دارد. همچنین او در تیم دولتی سمت دارد.

این رفتار سازمان صداوسیما به خوبی نشان می‌دهد که آن‌ها هیچ اطلاعاتی از قواعد و قوانین ندارند و هر کسی را که بخواهند نشان می‌دهند و هر کس که خواسته باشند، محروم می‌کنند. این رفتار همچنین بیانگر این است که هر کس با تفکرات این سازمان همخوانی نداشته باشد، جایی در این سازمان که به ظاهر ملی و با بودجه ملی فعالیت می‌کند، ندارد. واقعیت این است که در کشور ما هر فردی به نوعی کدخدای منطقه خود محسوب می‌شود و به مدیران هیچ ارتباطی با قوانین نمی‌دهد. اگر وریا غفوری یا شخص دیگری مشکلی داشته باشد، سیستم قضایی و قانونی کشور باید به این مسائل رسیدگی کند.

سازمان صداوسیما از موضعی بالاتر ادعا می‌کند که نهادهای امنیتی را نمی‌پذیرد و این در حالی است که یک باشگاه دولتی به کسی شغل می‌دهد. این امر باعث حیرت می‌شود که اگر نهادهای امنیتی به کسی اعتماد دارند، چرا صداوسیما از این رویکرد خودداری می‌کند؟ ساختار تلویزیون به گونه‌ای است که حتی یک کارمند عادی نیز رئیس‌جمهور را نمی‌پذیرد و کاملاً خودمختار عمل می‌کند. این سازمان بدون هیچ‌گونه نظارتی به کار خود ادامه می‌دهد.

متأسفانه باید گفت این رفتاری است که همواره تکرار می‌شود. این موضوع دیگر به عنوان یک اتفاق غیرعادی محسوب نمی‌شود، بلکه به نوعی یک انتخاب همیشگی شده است. به عبارتی، این همان معنی دیوانگی است که آلبرت انیشتین آن را با اشاره به عوض کردن رفتارها و انتظار داشتن نتایج متفاوت بیان کرده است.