چادرنشینی خانواده‌های بیماران در تهران

2026/02/28 · 01:00
چادرنشینی خانواده‌های بیماران در تهران

خانواده‌های بیماران برای درمان به تهران می‌آیند چرا که امکانات پزشکی این شهر قابل مقایسه با هیچ‌ یک از شهرهای دیگر نیست. آنها جز درد و غم، چیزی از این سفرها نمی‌برند و در گوشه و کنار مراکز درمانی زندگی می‌کنند.

خانواده‌ها از شهرهای دور و نزدیک به تهران می‌آیند که امکانات درمانش هیچ‌گاه با هیچ شهری قابل مقایسه نیست. طبق گفته این خانواده‌ها، در شهرهای کوچک پاسخ درست و دقیقی دریافت نمی‌کنند و تنها به آنها می‌گویند که امکانات ندارند و باید به تهران بروند. اما آیا این سفرها به راحتی ممکن است؟ سفر به تهران ممکن است کمی از دردهای کودکشان کم کند، اما آرامش را از خانواده‌ها می‌گیرد؛ چرا که هوای خاکستری و غم‌زده این شهر در انتظارشان است.

در سرمای زمستان، خانواده‌ها گوشه و کنار مراکز درمانی می‌خوابند تا کودکانشان مراحل درمان سرطان را طی کنند. آنها نمی‌دانند ممکن است چند روز مهمان این پایخت سرد باشند که حالا کمی از سوزش بیفزاید، اما درد و غم در آن همیشه موجود است. شهر حتی به میهمانانش هم خوشامد نمی‌گوید، چه برسد به بیمارستان‌هایی که قبل از جنگ دوازده روزه، با امکانات بیشتری به بیماران و خانواده‌هایشان خدمت می‌کردند. این خانواده‌ها با نارضایتی می‌گویند که قبلاً امکانات بیشتری برای اسکان خانواده‌های بیماران وجود داشت، اما بعد از جنگ، داروها کمتر و گران‌تر شده و مشکلات درمان حتی در تهران نیز افزایش یافته است.

افزایش قیمت داروها و روند درمان کودکان مبتلا به سرطان به خانواده‌ها فشار اقتصادی بیشتری وارد کرده است. همچنین همین مراکز درمانی که قبلاً امکانات اسکان را ارائه می‌کردند، اکنون می‌گویند که به دلیل افزایش بیماران و شرایط موجود، امکان اسکان نداریم. ازدحام خودروها در کنار مراکز درمان سرطان در تهران نشان از این دارد که خانواده‌ها جایی برای ماندن در تهران ندارند.

دختری را در پتویی نازک در ویلچر می‌گذارند. دردهایش از دستان پدرش پیداست. او آنقدر مشغول دخترش است که از پرسیدن سوال معذورم. دخترک نگاهش را از من می‌دزدد. پتوهایی که روی صندلی عقب خودرو قرار دارد، نشان از شب‌های طولانی آینده‌ای دارد که پدر قرار است در آن بماند. بیمارستان نیز می‌گوید باید روی روند درمان تمرکز کنید و برای شب بمانی باید یا جایی پیدا کنید یا در خودروتان بمانید. هرچند برخی مادران اجازه دارند در اتاق بیمارستان کنار کودکشان بمانند، اما مادران به وضوح دچار خستگی و نگرانی از وضعیت همسرانشان هستند که در خودرو می‌خوابند.

زن جوانی با چشم‌هایی خسته و بی‌خوابی به سختی نگه می‌دارد. مرد در کنار خودرو ایستاده و درگیر دخترش است و هیچ جا به سوال‌هایم توجهی نمی‌کند. آنها سه دختر دیگر دارند که در ایلام مانده‌اند، حالا پدر به دنبال درمان دختر هشت‌ساله‌شان به تهران آمده است. مادر می‌گوید دخترم عصبی است و نمی‌تواند در اتوبوس بنشیند. دخترک سال گذشته تحت عمل جراحی تومور قرار گرفته و حالا باید مرتباً برای شیمی‌درمانی به تهران بیاید.

کودک به شدت بیمار است و خانواده باید برای ده روز دیگر در تهران بمانند. مادر عروسک دختری را از داخل خودرو پر از لوازم سفرش برمی‌دارد و به بیمارستان می‌رود. آن‌ها نمی‌خواهند از هزینه‌های درمان صحبت کنند، اما می‌گویند همین که دخترک سلامت باشد برایشان کافی است. پدر اما فقط به جلو نگاه می‌کند و هیچ حرفی نمی‌زند. صبح هنوز آغاز نشده و او باید در خودرو بخوابد.

از کنار خودروها که عبور می‌کنم، آنها یکی یکی پر و خالی می‌شوند. برخی کودکان را از بیمارستان به خانه می‌برند و دیگران منتظرند تا همسرانشان از داخل بیمارستان برگردند. برخی مجبورند چند روز بستری شوند و برخی دیگر مجبور به بازگشت به شهر خود بعد از ساعات طولانی در تهران هستند. این روند به شدت خسته‌کننده و آسیب‌زا شده است.

مرد و زن با هم به تهران آمده‌اند، اما با وجود کار و زحمتی که برای درمان فرزندشان انجام می‌دهند، کماکان دچار مشکلات اقتصادی و روحی ناشی از دوری از خانه و تحمل فشارهای مالی هستند. زن می‌گوید، مجبور شده‌اند اتاقی کرایه کنند و به دلیل حساسیت بیماری، نمی‌توانند در مکان‌های کثیف بمانند، زیرا ممکن است فرزندشان بیمار شود و این یک دغدغه‌ی همیشگی آنهاست.

برخی از خانواده‌ها پس از سال‌ها هنوز در انتظار تأمین نیازهای درمانی هستند و به نظر می‌رسد که شرایط برای آنها به سختی می‌گذرد. در این بین، نباید از فشارهای روحی و روانی خانواده‌ها نیز غافل شد که با فقدان پدر، تلاش می‌کنند تا خود را سرپا نگه دارند و کنار فرزندان بیمارشان باشند.

این وضعیت نه تنها نشان‌دهنده مشکلات مالی اساسی در حوزه سلامت است، بلکه عمق فاجعه را در زندگی خانواده‌هایی که فرزندانشان دچار بیماری‌های سخت هستند، به تصویر می‌کشد.