چرا پول نفت به بازار نمی‌رسد؟

2026/02/22 · 07:27
چرا پول نفت به بازار نمی‌رسد؟

رشد صادرات نفت و گاز باید به بازار ارز پیام ثبات بدهد، اما واقعیت نشان داده که این رابطه در عمل قطع شده است. سرمنشأ این مشکل، بازگشت پول نفت و نحوه دسترسی به ارزهای حاصل از فروش است.

آمارهای رسمی از افزایش صادرات نفت و گاز حکایت دارد، اما برخلاف انتظار، بازار ارز آرامشی را تجربه نکرده است. منطق اقتصادی بیان می‌کند که فروش بیشتر باید به افزایش عرضه ارز و کنترل انتظارات تورمی منجر شود.

با این حال، تجربه اخیر نشان داده که بازار ارز به عدد صادرات واکنش نمی‌دهد، بلکه به دسترسی واقعی به ارز حساس است. ارزی که به صورت کاغذی فروخته می‌شود اما با تأخیر و هزینه‌های بالا بازمی‌گردد، عملاً نمی‌تواند به تثبیت بازار کمک کند. این نقیصه باعث می‌شود که علی‌رغم افزایش صادرات، انتظارات منفی در بازار ارز تخلیه نشود.

بررسی‌ها نشان می‌دهد که یکی از گلوگاه‌های اصلی این اختلال، شبکه‌های موسوم به تراستی است. این سازوکار در سال‌های تحریم برای دور زدن محدودیت‌ها شکل گرفت، اما اکنون به یک ریسک ساختاری تبدیل شده است.

فروش نفت از مسیرهایی که خارج از نظارت شفاف مالی انجام می‌شود، اگرچه صادرات را حفظ می‌کند، اما اختیار زمان تسویه و بازگشت ارز را از سیاست‌گذار می‌گیرد. در چنین شرایطی، قدرت مداخله بانک مرکزی کاهش یافته و هزینه تثبیت بازار افزایش می‌یابد.

ادامه این روند فقط به ناکارآمدی ختم نمی‌شود؛ بلکه به مسئله رانت نیز دامن می‌زند. شبکه‌های تراستی به تدریج به حلقه‌های محدود و انحصاری تبدیل شده‌اند که از ابهام در قیمت، کارمزدهای چندلایه و دسترسی‌های خاص بهره‌برداری می‌کنند. هر چه مسیر بازگشت ارز مبهم‌تر باشد، حاشیه سود واسطه‌ها بیشتر و سهم اقتصاد ملی کمتر می‌شود. این رانت پنهان در گزارش‌های رسمی نمایان نمی‌شود، بلکه در افزایش قیمت ارز و فشار تورمی بر مردم خود را نشان می‌دهد.

از منظر سیاست‌گذاری، این وضعیت به معنای تضعیف کانال سیاست پولی است. بانک مرکزی تنها زمانی می‌تواند بازار را مدیریت کند که بر حجم و زمان ورود ارز تسلط داشته باشد. عدم این تسلط موجب می‌شود که حتی ابزارهای مداخله نیز کارآیی خود را از دست بدهند و بازار به شایعه‌ها و سیگنال‌های منفی واکنش‌های بیش از حد نشان دهد.

نکته قابل توجه این است که این وضعیت تنها نتیجه تحریم نیست، بلکه ناشی از یک انتخاب سیاستی است؛ انتخاب ادامه فروش نفت بدون حرکت هم زمان به سمت نهادسازی مالی و قراردادهای شفاف پرداخت. این وضعیت همان «صادرات نمایشی» است؛ فروش انجام می‌شود، اما ارزآوری مثبت و پایدار شکل نمی‌گیرد.

امروز سؤال اصلی اقتصاد ایران این نیست که «چقدر نفت می‌فروشیم» بلکه این است که «چه‌کسی پاسخ‌گوی نرسیدن پول آن به اقتصاد است؟» تا زمانی که مسئول مشخصی برای اصلاح مسیر بازگشت ارز وجود نداشته باشد، هر رکورد صادراتی می‌تواند یک شوک ارزی تازه تولید کند. اصلاح سازوکار ارزآوری یک مطالبه فوری ملی است و ادامه وضع موجود به معنای بازتولید بی‌ثباتی حتی در سال‌هایی است که فروش نفت در اوج قرار دارد.