چرا ترامپ برای حمله نظامی دست باز ندارد؟

2026/02/23 · 04:41
چرا ترامپ برای حمله نظامی دست باز ندارد؟

تحولات و آرایش‌های نظامی در خاورمیانه همچنان ادامه دارد و گمانه‌زنی‌ها درباره آینده این منطقه در سایه تهدیدهای ایالات متحده علیه ایران ادامه دارد. رسانه‌های بین‌المللی در گزارش‌هایی جداگانه به ماهیت حقوقی اقدام نظامی احتمالی آمریکا علیه ایران و نقش کنگره در این زمینه پرداخته‌اند.

فقدان کفایت قانونی

مجله تایم به تاریخ ۲۲ فوریه گزارشی منتشر کرد که نشان می‌دهد اقدام نظامی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در منطقه با مخالفت‌هایی در داخل و خارج از حزب جمهوری‌خواه مواجه شده است. در این رابطه، توماس مایس و رو کانا، نمایندگان جمهوری‌خواه مجلس نمایندگان آمریکا، در حال تهیه طرحی هستند که مانع از صدور دستور نظامی علیه ایران از سوی ترامپ بدون مجوز کنگره شود. مایس در این زمینه در پیامی در شبکه ایکس به تاریخ ۱۸ فوریه اظهار داشت: «براساس قانون اساسی، این کنگره است که باید در زمینه اقدام نظامی تصمیم‌گیری کند. من و کانا در سریع‌ترین زمان ممکن طرحی را در این زمینه ارائه خواهیم داد.» وی افزود: «تمرکز اصلی ما باید بر آمریکا باشد و این به معنای جلوگیری از شروع یک جنگ دیگر در خاورمیانه است.»

دیوید جانوفسکی، رئیس مرکز «پروژه نظارت بر دولت» مستقر در واشنگتن، در گفت‌وگو با مجله تایم عنوان کرد که ترامپ به‌طور کلی مجوز قانونی برای صدور دستور حمله به ایران بدون مجوز کنگره را ندارد. وی گفت: «شرایط فعلی ادله‌ای برای ضرورت حمله ناگهانی به ایران از سوی آمریکا را توجیه نمی‌کند. رئیس‌جمهور آمریکا تنها در شرایط فوق‌العاده می‌تواند به‌صورت یک‌جانبه دستور حمله مستقیم را صادر کند، و این شرایط باید زمانی محقق شود که یک وضعیت اضطراری وجود داشته باشد که به‌صورت واضح تهدیدی برای منافع آمریکا تلقی شود.» جانوفسکی ادامه داد: «وضعیت فعلی در چنین چارچوبی قرار نمی‌گیرد. بنابراین حتی اگر حمله‌ای محدود در وضعیت فعلی علیه ایران صورت گیرد، این اقدام بر اساس قانون اساسی آمریکا غیرقانونی خواهد بود.»

این پژوهشگر همچنین بیان کرد که برای پیشبرد هرگونه طرح حمله احتمالی علیه ایران، کاخ سفید باید مراحل قانونی مشخصی را طی کند. وی توضیح داد: «به‌طور ساده، ترامپ باید به کنگره ارجاع دهد. اقدام نظامی علیه یک کشور مستقل به معنای اقدام جنگی است. اعلان جنگ مسئله‌ای است که در قانون اساسی آمریکا به کنگره مربوط می‌شود و نه رئیس‌جمهور. بنابراین، به‌طور منطقی، هرگونه اقدام نظامی نیازمند تایید کنگره است.» در ادامه، وی به حملات ژوئن ۲۰۲۵ اشاره کرد و گفت: «حملات آمریکا به تاسیسات ایران در آن سال نیز از نظر قانونی قابل توجیه نبود و اقدام نظامی احتمالی پیش‌رو نیز با مشکل مشابهی روبه‌رو است.»

جایگاه تعیین‌کننده کنگره

دیوید جانوفسکی در ادامه گفت‌وگو با مجله تایم خاطرنشان کرد که ادعاهای کاخ سفید در زمان حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران در ماه ژوئن گذشته نتوانست کسی را قانع کند. وی گفت: «در آن زمان، دولت توضیح مختصری درباره این اقدام ارائه داد و گفت که رئیس‌جمهور ترامپ بر اساس مفهوم دفاع از خود می‌تواند به‌صورت مشترک با اسرائیل اقدام کند. اما ایده دفاع از خود زمانی مطرح می‌شود که تهدیدی جدی و قریب‌الوقوع وجود داشته باشد، و بدیهی است که در آن زمان شاهد چنین چیزی نبودیم.»

وی همچنین درخصوص نقش کنگره آمریکا برای جلوگیری از اقدام نظامی احتمالی ترامپ علیه ایران گفت: «نکته قابل توجه این است که حتی اگر کنگره هیچ کاری هم نکند، همین عدم موافقت آشکار نیز می‌تواند به‌مثابه مخالفت این نهاد تلقی شود و صدور دستور جنگ را غیرقانونی جلوه دهد. بنابراین، اعلام مخالفت آشکار چندان ضروری نیست. اما مهم‌ترین قدم زمانی است که کنگره به‌طور صریح علیه اقدام نظامی موضع بگیرد. این کار می‌تواند دو نتیجه داشته باشد: نخست آنکه یک مانع قانونی واقعی پیش روی رئیس‌جمهور قرار می‌دهد و دوم آنکه افرادی که خواستار اقدام نظامی هستند، با محدودیت‌هایی مواجه می‌شوند.» جانوفسکی ادامه داد که مخالفت آشکار کنگره همچنین دولت را مجبور می‌کند که پیش از صدور دستور حمله به این نهاد رجوع کند.

تاثیر مخرب بر آرایش کنگره

روزنامه ساندی تایمز از زاویه‌ای دیگر به سناریوهای موجود در قبال تحولات خاورمیانه پرداخته و نوشت که ترامپ، با وجود ادعاهای مداومش درباره اقدام نظامی، از محدودیت‌ها و خطرات چنین اقدامی به‌خوبی آگاه است. این روزنامه اشاره کرد که ترامپ به‌خوبی می‌داند که چه خطراتی این اقدام ممکن است به‌دنبال داشته باشد. او در دهه ۱۹۸۰ شاهد بود که شکست عملیات جیمی کارتر، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، برای نجات گروگان‌های آمریکایی چه تاثیری بر او گذاشت. در آن زمان، طرح کارتر با سقوط بالگردهای آمریکایی در صحرای طبس به پایان رسید. شکی نیست که تصاویر بالگردهای سوخته آمریکایی در ذهن ترامپ حک شده است. پس از عملیات ربایش نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور پیشین ونزوئلا، ترامپ به این نتیجه رسید که نمی‌خواهد فاجعه‌ای مشابه آنچه در دهه ۸۰ میلادی برای کارتر اتفاق افتاد، به وجود آورد. رئیس‌جمهور آمریکا در این رابطه به نیویورک تایمز گفت: «شکی نیست که کارتر بعد از آن فاجعه دیگر شانسی برای بقای سیاسی نداشت.»

ساندی تایمز ادامه داد که با نزدیک‌تر شدن موعد انتخابات میان‌دوره‌ای در ماه نوامبر، نگرانی‌هایی ایجاد شده که شکست ترامپ در حمله احتمالی به ایران می‌تواند تاثیر منفی بر کارزار جمهوری‌خواهان در حفظ اکثریت خود در کنگره بگذارد. در حالی که ترامپ با شعار «اول آمریکا» بار دیگر به کاخ سفید بازگشته و از نارضایتی مردم از جنگ‌های بی‌پایان در خاورمیانه برای پیروزی بهره‌برداری کرده است، اکنون مشخص نیست که مردم آمریکا نسبت به اقدام نظامی احتمالی این کشور در خاورمیانه چگونه واکنش نشان خواهند داد.

اشتباه محاسباتی

روزنامه نیویورک تایمز نیز در گزارشی عنوان کرد که ترامپ به‌اشتباه بر روی ایده تضعیف نظام در ایران تمرکز کرده است و این ممکن است به شکست او در پیشبرد سیاست‌هایش در خاورمیانه منجر شود. این روزنامه گزارش داد که دولت آمریکا خود را پیروز جنگ ۱۲روزه تلقی کرده و تصور می‌کند تحولات چند هفته گذشته می‌تواند اهرم فشاری برای مذاکره با تهران به واشنگتن بدهد.

این روزنامه ادامه داد که اعزام تعداد قابل توجهی از تجهیزات نظامی به خاورمیانه و خلیج فارس جزء همین استراتژی به حساب می‌آید. همچنین ترامپ در دو دور مذاکرات اخیر با عمان و سوئیس باور داشت که می‌تواند تهران را به زانو درآورد. اما به‌نظر می‌رسد که چنین نگاهی از حیث واقع‌گرایی چندان پایدار نبوده است. به همین علت است که ترامپ در آخرین اظهارنظرهای خود تاکید کرده که اگر مذاکرات به شکست بینجامد، به گزینه نظامی روی خواهد آورد. در حالی که اکنون توپ در زمین ترامپ است و او باید اهداف واقع‌بینانه‌ای را در مذاکرات دنبال کند. هرچند که پیش‌نیاز خواسته‌های حداکثری ترامپ و تیم سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا به‌ریاست روبیو عملاً مانع از آن شده که آمریکایی‌ها به‌راحتی امتیازات هسته‌ای و غیرهسته‌ای به ایران اعطا کنند. در حال حاضر مشخص نیست که طی روزها و هفته‌های آینده چه آینده‌ای در انتظار منطقه است و باید دید آیا دونالد ترامپ در آستانه عبور از مهم‌ترین ستون گفتمانی خود یعنی «پایان جنگ‌های بی‌پایان» و «اول آمریکا» قرار دارد یا اینکه نمایش قدرت نظامی صرفاً ابزاری برای چانه‌زنی در مذاکراتی جدید است؟