تهدید ترامپ علیه مردم ایران در صورت عدم توافق

2026/02/25 · 01:18
تهدید ترامپ علیه مردم ایران در صورت عدم توافق

رئیس‌جمهور آمریکا که تا دیروز از کمک به ایران سخن می‌گفت، اکنون از روزی بسیار بد برای مردم این کشور در صورت وقوع جنگ صحبت می‌کند.

در روزهایی که مجدداً زمزمه‌های تهدید نظامی علیه ایران در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی مطرح شده است، برخی جریان‌های ساده‌انگار یا وابسته تلاش می‌کنند با عادی‌سازی ایده حمله خارجی، اینگونه القا کنند که اگر آمریکا به ایران حمله کند، تأثیری بر مردم نخواهد گذاشت و تنها اهداف نظامی و هسته‌ای را هدف قرار خواهد داد. این روایت، بیشتر از آنکه تحلیلی باشد، توجیهی سیاسی برای مشروعیت بخشی به تجاوز خارجی به حساب می‌آید؛ موضوعی که دیشب با یک پست از سوی رئیس‌جمهور آمریکا زیر سؤال رفت.

دونالد ترامپ در آخرین پست خود، با تهدید به صراحت گفت: "اگر توافقی صورت نگیرد، آن روز برای آن کشور و متأسفانه برای مردمش روز بسیار بدی خواهد بود." این جمله به ظاهر یک تهدید دیپلماتیک است، اما در باطن، اعترافی راهبردی محسوب می‌شود. بر اساس محاسبات تصمیم‌سازان واشنگتن، مردم ایران نه فقط بیرون از معادله جنگ، بلکه در مرکز میدان فشار و هزینه قرار دارند. به بیان ساده‌تر، ترامپ به‌طور ناخواسته منطق واقعی تهدید را فاش کرد؛ منطق هزینه‌سازی برای جامعه به‌عنوان ابزاری برای وادار کردن به تسلیم.

این موضع‌گیری، نخستین ضربه را به توهم خطرناک جنگ بدون مردم وارد می‌کند. تجارب معاصر منطقه نشان داده‌اند که جنگ‌های مدرن، حتی اگر با شعار حمله دقیق به اهداف نظامی آغاز شوند، در عمل موجب تخریب زیرساخت‌های حیاتی، مختل کردن زندگی روزمره و آسیب قابل توجه به غیرنظامیان خواهند شد. جنگ ۱۲ روزه اخیر، که به کشته شدن حدود هزار انسان بی‌گناه در ایران منجر شد، نمونه‌ای واضح از فاصله بین روایت تبلیغاتی و واقعیت میدانی هزینه انسانی است. با این حال، برخی با بی‌توجهی به این تجربه، عملاً عادی‌سازی بمباران کشور خود را ادامه می‌دهند. گویی فراموش کرده‌اند که جنگ مرز روشنی میان نظامی و غیرنظامی باقی نمی‌گذارد.

دومین لایه معنایی پست ترامپ، افشای هدف واقعی راهبرد فشار است. بی‌ثبات‌سازی اجتماعی و اعمال فشار از پایین برای تحمیل تسلیم از بالا. در این چارچوب، مردم نه قربانی ناخواسته، بلکه ابزاری هدفمند برای فشار هستند. تهدید مستقیم مردم ایران از سوی رئیس‌جمهور آمریکا نشان می‌دهد که برنامه فشار صرفاً معطوف به مراکز تصمیم‌گیری سیاسی نیست، بلکه طراحی شده تا هزینه‌های روانی، اقتصادی و امنیتی را به سطح جامعه منتقل کند و نوعی فرسایش ذهنی و روانی ایجاد نماید.

از این منظر، توئیت‌ها و مواضع پی‌درپی ترامپ را باید بخشی از یک عملیات بی‌ثبات‌سازی شناختی دانست؛ عملیاتی که هدف آن القای اضطراب دائمی، بزرگ‌نمایی تهدید جنگ و فرسایش حس امنیت روانی جامعه است. در کنار برنامه‌های سخت‌افزاری و نظامی، این لایه نرم‌افزاری جنگ، یعنی فشار روانی و رسانه‌ای، نقش مکملی دارد: جامعه‌ای که همواره در معرض ترس و نااطمینانی قرار گیرد، در بلندمدت آمادگی بیشتری برای پذیرش امتیازدهی و عقب‌نشینی پیدا می‌کند.

نکته مهم این‌جاست که بخشی از بازتولید این فشار، ناخواسته از درون انجام می‌شود. کسانی که با ساده‌سازی مسئله جنگ یا تطهیر تجاوز خارجی، مسیر ذهنی جامعه را به‌سمت عادی‌سازی تهدید سوق می‌دهند، در واقع به بازوی تکمیلی پروژه فشار بدل می‌شوند. فرش قرمزی که با این توجیهات پهن می‌شود، نه برای آزادی یا رفاه مردم، بلکه برای عبور بمب‌ها و تحریم‌ها از روی زندگی همان مردمی است که قرار است هدف قرار نگیرند. پست دیشب ترامپ، یک هشدار صریح بود نه‌تنها درباره نیت‌های واشنگتن، بلکه درباره خطای محاسباتی کسانی که به‌دنبال جنگی کنترل‌شده و بی‌هزینه برای مردم و نجات‌بخش هستند. تجارب تاریخی و اعتراف امروز طرف مقابل می‌گوید که در منطق تهدید، مردم نخستین بازندگان هستند. تنها سپر واقعی در برابر این منطق، انسجام اجتماعی، هوشیاری رسانه‌ای و پرهیز از عادی‌سازی تجاوز است.