محسن چاوشی پس از دو ماه سکوت، کجاست؟ طرفداران نگرانند.
محسن چاوشی در دو ماه اخیر هیچ نشانهای از خود بروز نداده و این موضوع نگرانی گستردهای را در میان طرفدارانش ایجاد کرده است. سکوت او در دنیای شبکههای اجتماعی به عنوان یک موضع تفسیر میشود و سؤالاتی را درباره عدم کنشگری اجتماعیاش برمیانگیزد.
در شرایطی که نام یک هنرمند فقط به عنوان یک خواننده خلاصه نمیشود و به نمادی برای بخشی از جامعه تبدیل میشود، سکوت به خودی خود معنای خاصی پیدا میکند. گرفتن موضع و عدم واکنش در ملأ عمومی باعث میشود تا طرفداران و افکار عمومی در جستجوی پاسخ باشند. آیا او که در زمانهای حساس همواره در کنار مردم بوده، اکنون چرا سکوت کرده است؟
چاوشی بهویژه در زمان جنگ ۱۲ روزه، با آهنگهایش برای کشورش در صحنه باقی ماند و نشان داد که به نبض زمانه حساس است. حال سؤال این است که چرا او در این مدت به درد و رنج مردم بیتوجه مانده است؟ این پرسشها از روی علاقه و انتظاراتی که سالها بر گرد نام او شکل گرفته، مطرح میشود.
چندین ویدیو از جانباختگان در غم از دست دادن عزیزانشان با صدای او در حال پخش است، که نشاندهنده وجود طرفدارانش در میان آنهاست. موسیقی چاوشی سالها جزئی از زندگی مردم بوده و در لحظات شیرین و تلخ همواره شنیده میشده است. مثلاً پدر پوریا باقری اخیراً ویدیویی منتشر کرد که در آن به یاد پسرش یکی از آهنگهای او را میخواند.
این تصویر عمیق دوباره سؤالی را مطرح میکند: آیا چاوشی از این وقایع بیخبر است؟ سکوت او چگونه قابل توجیه است؟ آیا این سکوت انتخابی شخصی است یا یک استراتژی حسابشده؟ آیا او تصمیم به دور شدن از هیاهو گرفته یا شکل دیگری از واکنش را برگزیده است؟
چاوشی که با خیرخواهی و کمکهایش در جامعه شناخته میشود، حالا چرا اینقدر در دوری و سکوت به نظر میرسد؟ این تناقض بین «چاوشیِ کنشگر» و «چاوشیِ ساکت» به دغدغهای بزرگ برای شنوندگان تبدیل شده است. سکوت او ممکن است معنایی فراتر از بیاعتنایی داشته باشد، اما در روزگار حاضر، به دلیل تأثیر شبکههای اجتماعی، سکوت میتواند جلوهای منفی ایجاد کند.
آقای چاوشی، خیل عظیم طرفداران شما نگران حالتان هستند و این نگرانی بیشتر از یک هشدار به نظر میرسد. شاید سکوت شما دلیل روشنی داشته باشد، اما وقتی هنرمندی به سطحی از محبوبیت میرسد، جامعه از او فقط ترانه نمیطلبد، بلکه نیاز به نشانهای دارد، حتی اگر آن نشانه فقط یک جمله کوتاه باشد.

