چشمباره پدر داغدار در مراسم چهلم مسعود ذاتپرور عمق سوگ را نمایان کرد
در روزهای اخیر، ویدئویی از مراسم چهلم یکی از جانباختگان وقایع دیماه در شهر رشت به سرعت در حال انتشار است. این ویدئو بهدلیل کلمات تاثیرگذارش، توانسته است توجه بسیاری را جلب کند.
این تصاویر مربوط به مراسم چهلم مسعود ذاتپرور، قهرمان رشته پرورش اندام است؛ جوانی که فقدانش، خانواده و دوستانش را در سوگی عمیق فرورفته است. در میان جمعیت سوگوار، پدری ایستاده که نگاهش را به آسمان دوخته است. او نه در پشت تریبونی رسمی و نه با متنی از پیش نوشتهشده، بلکه با زبانی برخاسته از دل، خطاب به خدا سخن میگوید. بسیاری از حاضرین این خطابه را تاثیرگذارتر از سخنرانی برجستهترین استادان دانشگاه و حوزه توصیف کردهاند.
صدای او نمایانگر خطابهای نا آشناست و نشان از تکلف در آن به چشم نمیخورد. هر واژه از عمق رنجی ناشی میشود که تنها یک پدر داغدار میتواند آن را احساس کند. او که به آسمان مینگرد، میگوید: «اگر رفیق مایی، رفیق مردانهی ما باش.» عبارتی ساده اما کوبنده؛ جملهای که بارها بازنشر شده و هر بار همان لرزش نخستین را در دل مخاطب ایجاد کرده است. «رفیق مردانه» حالا به تعبیری فراتر از یک جمله بدل شده است؛ فریادی برای همراهی و برای عدالت، و نیز برای پایان دادن به رنجی که از نظر او فرساینده به نظر میرسد.
پدر مسعود از وضعیتی سخن میگوید که تاب آوردنش را دشوار توصیف میکند. او از خدا میخواهد این روند را متوقف کند؛ رنجی که به باور او از طاقت گذشته است. در انتها، صدایش میشکند و فریادی که بیشتر به شیون میماند، در فضا میپیچد: «خدا بسه دیگه… خسته شدیم، بسه دیگه.» به موازات این سخنان، جمعیت نیز به گریه میافتد و اشکها و نالهها در هم میآمیزد، صحنهای شکل میگیرد که نیاز به توضیح ندارد.
این ویدئو صرفاً روایت یک خانواده سوگوار نیست؛ بلکه صداقت عریانی است که در کلمات موج میزند. مردی نزدیک به هفتاد سال، به تعبیر بسیاری فردی عادی از دل جامعه، با تسلطی کمنظیر در مراسم چهلم فرزند جوانش سخن میگوید. او واژهها را درشت و محکم کنار هم میچیند و بیآنکه به تکنیکهای خطابه متوسل شود، پیامش را با نفوذی عمیق به دلها میرساند. شاید همین بیواسطگی است که منجر به تاثیرگذاری بیشتر این ویدئو نسبت به بسیاری آثار هنری و تولیدات ایدئولوگ سالهای اخیر شده است. این ویدئو یادآور یک حقیقت ساده است: آنچه از دل برمیآید، اگرچه بیسناریو و بیکارگردانی است، اما بر دل مینشیند.
